خبرها و رویدادهای سینمایی ایران و جهان

کمدی های دهه هشتاد | بهترین فیلم‌های خنده‌دار سینمای ایران

65

در دهه هشتاد نیز سینمای کمدی روند صعودی خود را ادامه داده و بخش مهمی از گیشه سینمای ایران را به خود اختصاص داد. آن هم با تولیدات متنوع که سلایق مختلف تماشاگران را پوشش می‌داد. از کمدی‌های سهل و ممتنعی که از روی فیلم‌های قدیمی کپی شده و تماشاگر را به یاد کمدی‌های پیش از انقلاب می‌انداخت تا کمدی‌‌های ابزوردی که رضا کاهانی می‌ساخت. همه اینها هم دست به دست هم داده و رونقی نسبی به گیشه‌ها داد. آن هم در دوره‌ای که به گواه آمار، از تعداد مخاطبان سینمای ایران کاسته شده و اغلب تهیه‌کنندگان بخش خصوصی را با مشکلات ریز و درشتی مواجه کرد.

همچنین اگر به کمدی‌های دهه هفتاد نیر علاقه‌مندید، مطلب دیگر ما را بخوانید.

کمدی های دهه هشتاد سینمای ایران

نام فیلمسالکارگرداننقش ایفا شدهیادداشت‌ها
اخراجی‌ها۱۳۸۴مسعود ده‌نمکیمجید سوزوکی (جوان جبهه‌ای)کمدی جنگی پر از شوخی‌های کلامی و موقعیتی، یکی از پرفروش‌ترین فیلم‌های ایران.
مهمان مامان۱۳۸۳داریوش مهرجوییمادر خانواده فقیرکمدی شیرین و جذاب با شوخی‌های غیرتکراری و بازی‌های درخشان بازیگران.
آتش بس۱۳۸۵تهمینه میلانیزن جوان در رابطه پیچیده با شوهرشکمدی رمانتیک با تم روانشناسی و لحظات کمدی شیرین، فروش عالی در گیشه.
بی پولی۱۳۸۶حمید نعمت‌اللهایرج چیت‌چی (طراح لباس)کمدی موقعیت جذاب با بازی‌های خوب و شوخی‌های بامزه، روایتگر مشکلات روزمره.
سن پطرزبورگ۱۳۸۸بهروز افخمیکلاهبردار و دزد خرده‌پاکمدی موقعیت و کمدی کلامی با فیلمنامه جذاب و بازی‌های درخشان محسن تنابنده و پیمان قاسمخانی.
اسب حیوان نجیبی است۱۳۸۸عبدالرضا کاهانیمرد میانسال با لباس نیروی انتظامیکمدی ابزورد و پوچ با شوخی‌های خاص و بازی‌های درخشان از رضا عطاران.
ورود آقایان ممنوع۱۳۸۷رامبد جوانمعلم فیزیککمدی ریتمیک با شوخی‌های بامزه و کاراکترهای جذاب، بازی برجسته عطاران و آسایش.

اخراجی ها
شوخی با جبهه و جنگ که نخستین بار لیلی با من است آن را باب کرد، دستمایه تولید اخراجی ها به کارگردانی مسعود ده‌نمکی شد. یکی از پرفروش‌ترین فیلم‌ای تاریخ سینمای ایران که اگر درگیر معضل قاچاق فیلم نمی‌شد، رکوردهای بیشتری را جا به جا می‌کرد. فیلم قصه جوانی به نام مجید سوزوکی است که برای رسیدن به وصال دختر موردعلاقه‌اش راهی جبهه شده و در این مسیر متحول و در آخر به شهادت می‌رسد. اخراجی‌ها پر است از شوخی‌های کلامی و گاه موقعیت است که شیرین از کاردرآمده و بخش مهمی از آن را مدیون بازیگرانی همچون: اکبر عبدی، امین حیایی و ارژنگ امیرفضلی است که شوخی‌های فوق را عالی اجرا کرده‌اند.


مهمان مامان

یکی از بهترین کمدی‌های دهه هشتاد که امضای داریوش مهرجویی را پای خود داشته و براساس کتابی از هوشنگ مرادی کرمانی ساخته شده است. مادر خانواده‌ای فقیر می‌فهمد که خواهرزاده و تازه عروس‌اش به خانه آنها می‌آیند و حال او می‌خواهد بهترین پذیرایی را از آنها انجام دهد. فیلمی بسیار خوش‌ریتم و جذاب که فیلمنامه پروپیمانی داشته و شوخی‌هایش هم تازه و غیرتکراری به نظر می‌رسد. مهرجویی در عین حال تیپ-شخصت‌هایی را خلق کرده که باورپذیر بوده و به دل می‌نشینند. آدم‌هایی که برای آبروی همسایه خود به کمک او آمده و در آخر سفره رنگینی را تدارک می‌‌بینند. یکی از مهمترین نقاط قوت فیلم، بازی‌های درخشان و یکدست بازیگران آن است که در راسشان گلاب آدینه، حسن پورشیرازی و پارسا پیروزفر و امین حیایی قرار دارند.


آتش بس

کمدی‌های زن و شوهری یکی از زیرشاخه‌های این ژانر در سینمای ایران به حساب می‌آیند که تهمینه میلانی با نگاهی به آن، آتش‌بس را ساخته است. داستان زوجی جوان و مرفه که با وجود علاقه میانشان با مشکلاتی در زندگی مشترک روبرو هستند تا جایی که به فکر طلاق می‌افتند اما آشنایی زن با دکتر روانشناس قصه را وارد فاز تازه‌ای می‌کند. سبک کمدی آتش بس برگرفته از کمدی رمانتی‌ های دهه نود هالیوود است که البته رگه‌هایی از کمدی‌های سیتکامی از جنس فرندز را هم دارد. همه اینها به مذاق دوستداران کمدی‌های متفاوت ایرانی خوش آمده و آتش بس را به فروش رویایی یک میلیارد تومانی در نیمه دهه هشتاد رساند! البته نباید از زوج افشار و گلزار و تاثیر آنها بر فروش فیلم نیز غافل شد.


بی پولی

حمید نعمت‌الله در دومین فیلم سینمایی خود سراغ قصه‌ای با ته‌مایه کمدی رفته و فیلم درخشانی ساخته که هنوز هم تماشاگران پروپاقرص خود را در نمایش‌های تلویزیونی دارد. قصه ساده و سرراست جوانی به نام ایرج چیت‌چی طراح لباس که بر اثر یک اتفاق خودخواسته بیکار شده و به مرور در گردابی از مشکلات می‌افتد. بی پولی سرشار از شوخی‌های بامزه و موقعیت‌های کمدی درخشان است که بخش مهمی از آن را در شرکت ورشکسته دوستان ایرج می‌بینیم. نعمت‌الله و همکارش مقدم‌دوست شناخت فوق‌العاده‌ای از تیپ‌های مختلف جامعه داشته و به خوبی از آن در خلق شخصیت‌های آثارشان بهره می‌گیرند.کاری که در بی‌پولی هم انجام داده و طیف متنوعی از شخصیت‌های تماشایی را خلق کرده‌اند. از خود ایرج تا احمد رنجه، پرویز، منصور و بهروز. همین طور بازی‌های خوب فیلم که بهترین نقش‌آفرینی بهرام رادان نیز در آن جای دارد.


سن پطرزبورگ

بهروز افخمی از جمله فیلمسازانی است که به جنسی متفاوت از کمدی علاقه داشته و سن پطرزبورگ نمونه کاملی از آن به حساب می‌آید. با فیلمنامه‌ای درخشان از پیمان قاسمخانی و با بازی‌های شیرین او و محسن تنابنده در قامت دو کلاهبردار و دزد خرده‌پا که برای میراث به جای مانده از تزار روس نقشه چیده‌اند. فیلم از همان سکانس نخست میخ‌اش را محکم کوبیده و در سکانس خانه سالمندان به خوبی تماشاگر خود را می‌خنداند. بخش مهمی از شوخی‌های فیلم حول محور کمدی موقعیت گذشته و شوخی های کلامی آن را تکمیل می‌کند. سکانس حضور قاسمخانی در فضای هنری و برخوردش با دخترانی که زمانی دوستشان بوده، یکی از جذاب‌ترین سکانس‌های فیلم است که از خاطر دوستداران فیلم نمی‌رود.

خلاصه داستان این یلم از نگاه وبسایت imdb:        

A newly released prisoner and an ostensibly rich youth become aware of the place of the Russian Tsar’s long lost treasure by a twist of fate.

یک زندانی تازه آزاد شده و یک جوان به ظاهر ثروتمند، با چرخشی از سرنوشت، از محل گنج گمشده تزار روسیه باخبر می‌شوند.

اسب حیوان نجیبی است
در سال‌های پایانی دهه هشتاد شاهد نمایش چند کمدی فوق‌العاده جذاب هستیم که ساخته عبدالرضا کاهانی یکی از آنها است. داستان مرد میانسالی که در لباس نیروی انتظامی سراغ آدم‌ها و جمع‌های مشکوک رفته و به نوعی آنها را تلکه می‌کند که در آخر اصل ماجرا روشن می‌شود. یک کمدی ابزورد یا پوچ تمام عیار که ویژگی‌های آشنای آن به ویژه در خلق شوخی‌ها به خوبی با قصه فیلم جفت و جور شده و تماشاگر را تا آخر روی صندلی نگه می‌دارد. رضا عطاران ستاره بی‌چون و چرای فیلم است که بازی یکدستی را ارائه کرده و در کنار او طیف وسیعی از بازیگران سرشناس از ماهایا پطروسیان و بابک حمیدیان و حبیب رضایی تا باران کوثری و پارسا پیروزفر و مهران احمدی در نقش‌های کوچک حضور دارند.


ورود آقایان ممنوع

دیگر کمدی پرفروش دهه هشتاد به قلم پیمان قاسمخانی و به کارگردانی رامبد جوان که تقریبا تمامی اجزای آن درست از کار درآمده است. داستان جبلی معلم فیزیک که مدیر دبیرستانی دخترانه به نام دارابی به ناچار از او برای تدریس در مدرسه‌اش برای بچه‌های شرکت‌کننده در المپیاد شیمی دعوت می‌کند. از دل تضاد میان این دو شخصیت شوخی‌های بامزه ای شکل گرفته که به خوبی تماشاگران خود را می‌خنداند. در عین حال میان شوخ‌ ها پیوستگی وجود داشته و از ریتم نمی‌افتد. برای مثال می‌توان به بخش نسبتا طولانی اردوی شیمی محصل‌ها در ویلای پدر یکی از آنها نگاه کرد که شوخی‌های فوق‌العاده‌ای با خود دارد. عطاران در نقش معلم شیمی عالی بوده اما ویشکا آسایش سورپرایز بزرگ فیلم بوده که پا به پای عطاران پیش می‌رود.

مارمولک 

دیگر کمدی پرفروش دهه هشتاد به نویسندگی پیمان قاسم‌خانی و کارگردانی کمال تبریزی که ترکیب جذابی از طنز اجتماعی و قصه‌ای هوشمندانه ارائه می‌دهد. داستان دربارهٔ رضا مثقالی (با بازی پرویز پرستویی)، سارق و خلافکاری است که برای فرار از قانون لباس روحانیت بر تن می‌کند و ناخواسته به روستایی فرستاده می‌شود تا امام جماعت شود. تضاد میان گذشتهٔ خلافکارانه او و نقش جدیدش منبع اصلی شوخی‌های فیلم است و در طول داستان موقعیت‌های کمیک متوالی و به‌هم‌پیوسته‌ای شکل می‌گیرد. بازی درخشان پرستویی و طنز انتقادی فیلم باعث شد مارمولک به یکی از بحث‌برانگیزترین و در عین حال محبوب‌ترین کمدی‌های سینمای ایران تبدیل شود.

شاخه گلی برای عروس 

دیگر کمدی پرطرفدار اوایل دهه هشتاد به کارگردانی قدرت‌الله صلح‌میرزایی که بر محور یک ازدواج و مشکلات بامزه‌ی آن پیش می‌رود. داستان درباره‌ی جوانی است که برای عروسی خواهرش با دردسرهای مالی، سوءتفاهم‌ها و موقعیت‌های عجیب روبه‌رو می‌شود و همین موقعیت‌ها به لحظات کمیک و شاد تبدیل می‌شوند. حضور جواد رضویان و رضا شفیعی‌جم فضای فیلم را سرزنده و پرانرژی کرده و دیالوگ‌های طنزآمیز آن باعث شده شاخه گلی برای عروس به یکی از خاطره‌انگیزترین کمدی‌های آن سال تبدیل شود.

کما

فیلم کُما محصول سال ۱۳۸۲ و به کارگردانی آرش معیریان یکی از کمدی‌های محبوب دهه هشتاد است که ترکیبی از طنز موقعیت و درام اجتماعی ارائه می‌دهد. داستان حول امیر مرادیان (محمدرضا گلزار) می‌چرخد که در روابط خانوادگی و اجتماعی با مشکل مواجه است و ناخواسته درگیر ماجرایی می‌شود که پیرمردی به نام حسن کریمی (امین حیایی) را پس از تصادف به کما می‌برد. در ادامه، امیر با پسر پیرمرد و دختری به نام مریم (مهناز افشار) درگیر اتفاقات طنز و کمیک می‌شود. بازی روان و جذاب بازیگران و روایت هوشمندانه فیلم باعث شد کُما به یکی از کمدی‌های پرفروش و به‌یادماندنی سینمای ایران در آن دوره تبدیل شود.

همچنین اگر به کمدی‌های دهه نود علاقه‌مندید، مطلب دیگر ا را بخوانید.

سوالات متداول

  • «فیلم های خنده‌دار دهه ۸۰» کدام آثار شاخص سینمای ایران هستند و چرا هنوز دیده می‌شوند؟

فیلم‌های خنده‌دار دهه ۸۰ در سینمای ایران مثل اخراجی‌ها، ورود آقایان ممنوع، سن‌پترزبورگ و آتش‌بس هنوز محبوب‌اند، چون ترکیب درستی از طنز موقعیت، شوخی‌های قابل‌لمس و بازیگران شناخته‌شده داشتند. قصه‌ها ساده اما اجتماعی بودند و فقط به شوخی سطحی تکیه نمی‌کردند. همین ویژگی‌ها باعث شده حتی بعد از گذشت سال‌ها، وقتی کسی دنبال فیلم‌های خنده‌دار دهه ۸۰ باشد، این آثار همچنان در فهرست پیشنهادها قرار بگیرند و برای مخاطب امروز هم سرگرم‌کننده باقی بمانند.

«سینمایی کمدی دهه ۸۰» به آثاری مثل آتش‌بس، سن‌پترزبورگ، ورود آقایان ممنوع و اخراجی‌ها اشاره دارد؛ فیلم‌هایی که ترکیب قابل‌قبولی از طنز اجتماعی، بازی‌های پرانرژی و موقعیت‌های خنده‌دار داشتند. این آثار به جای شوخی‌های گذرا، روی روایت و شخصیت‌پردازی تکیه می‌کردند و همین باعث شد حتی بعد از سال‌ها همچنان برای تماشاگر جذاب بمانند و در لیست فیلم‌های نوستالژیک و کمدی محبوب آن دوره قرار بگیرند.

  • «فیلم‌های طنز دهه هشتاد» چه ویژگی‌هایی داشتند که هنوز هم دیده می‌شوند؟

وقتی از «فیلم‌های طنز دهه هشتاد» حرف می‌زنیم، معمولاً سراغ آثاری می‌رویم که طنزشان فقط به شوخی لحظه‌ای خلاصه نمی‌شد و قصه و شخصیت‌های قابل‌باوری داشتند. فیلم‌هایی مثل ورود آقایان ممنوع، سن‌پترزبورگ، آتش‌بس و حتی اخراجی‌ها با ترکیب طنز روزمره و موقعیت‌های اجتماعی ساخته شدند و همین باعث شد بعد از گذشت سال‌ها همچنان قابل‌تماشا بمانند. این مدل فیلم‌ها چون حس نوستالژی و سرگرمی را با هم دارند، هنوز هم برای مخاطب جذاب‌اند.

65 دیدگاه‌ها
  1. فرزاد می‌گوید

    من به شخصه عشق کردم که مطلب اشاره کرد فیلم «مهمان‌مامان» یکی از بهترین‌های دهه هشتاده چون هم قصه داشت هم شوخی. سوال من اینه: آیا فکر می‌کنید این تعادل قصه و شوخی در کمدی‌های امروز کمتر دیده میشه یا الان سبک متفاوتی مد شده؟

    1. حمید پرویز می‌گوید

      تعادل قصه و شوخی تو فیلم‌هایی مثل مهمان‌مامان یه چیزیه که الان کمتر می‌بینیم. نه اینکه اصلاً وجود نداشته باشه، ولی بیشتر کمدی‌های امروز یا فقط دنبال شوخی‌ن یا فقط دنبال اینن که یه موقعیت بسازن و بگن بقیه‌اش درست میشه. نتیجه‌اش هم میشه همون چیزی که خودت می‌بینی: چند تا صحنه خنده‌دار کنار هم، بدون اینکه قصه یه ستون محکم داشته باشه.
      در عوض یه سبک دیگه مد شده که بیشتر روی سرعت شوخی و وایرال شدن حساب می‌کنه تا روی روایت درست. شاید به خاطر اینه که حالا مخاطب هزار تا چیز دیگه همزمان جلوی چشمش داره و سازنده‌ها می‌ترسن اگر یک لحظه قصه آروم بشه، تماشاگر حوصلش سر بره. ولی واقعیتش اینه که وقتی قصه و شوخی با هم قفل بشن، هنوز هم جواب میده. فقط خب ساختنش سخت‌تر شده و کمتر کسی حوصله‌شو داره.

  2. علی می‌گوید

    مطلب شما لیستی از فیلم‌های دهه هشتاد آورد که خیلی‌شون هنوزم دیده میشن. من می‌خوام بدونم به نظر شما چرا این فیلم‌ها اینقدر ماندگار شدن؟ آیا فقط چون بازیگرها خوب بودن یا اینکه شرایط اجتماعی اون زمان، جو مردم، و سینما یه جور دیگه بود؟

    1. حمید پرویز می‌گوید

      راستش این ماندگاری فقط به چند تا بازیگر محبوب ربط نداشت. اون دوره ترکیبی از چند چیز با هم جور بود: مردم سرگرمی زیادی نداشتن، سینما بیشتر تو چشم بود، شوخی‌ها هنوز تکراری نشده بود و جامعه هم یه انرژی خاصی داشت که کمدی‌ها راحت تو دلش می‌نشستن.
      از اون طرف فضا ساده‌تر بود؛ نه شبکه‌های اجتماعی این‌قدر شلوغ بود، نه هر روز ده تا فیلم و سریال جدید می‌ریخت سر مردم. همین باعث می‌شد اگر یک فیلم کمی جذاب بود، سریع تبدیل بشه به خاطره مشترک همه.
      الان شرایط پیچیده‌تر شده، سلیقه‌ها متنوع‌تر شدن و رقابت هزار برابر شده. واسه همین فیلم‌های اون دوره تو ذهن مونده‌ن؛ چون هم زمانشون مناسب بود، هم جنس خنده‌هاشون هنوز مصرف نشده بود.

  3. ریحانه می‌گوید

    من این لیست فیلم‌ها رو دیده‌ام ولی بعضی فیلم‌ها مثل «اسب حیوان نجیبی است» که گفتید کمدی ابزورد هست، برایم جذاب‌تره چون متفاوت. سوالم اینه: به نظر شما این زیرژانر ابزورد یا طنز متفاوت در سینمای امروز ایران می‌تونه موفق باشه یا مخاطب هنوز بیشتر با طنز ساده راحت‌تره؟

    1. حمید پرویز می‌گوید

      ببین، طنز ابزورد مثل «اسب حیوان نجیبی است» یه خورده سلیقه‌ خاص می‌خواد. همه باهاش حال نمی‌کنن، ولی اونایی که حال می‌کنن دقیقاً همین تفاوت رو می‌خوان. الان هم می‌تونه بگیره، فقط مشکل اینجاست که خیلی از فیلم‌ها فکر می‌کنن با یه‌کم عجیب بودن می‌شن ابزورد، در حالی که عملاً فقط شلخته می‌شن.
      مخاطب امروز هم تنبل نشده، فقط حوصله چیز بی‌فکر نداره. اگر یه فیلم ابزورد درست ساخته بشه، با قصه منظم و ریتم حسابی، کاملاً می‌تونه موفق باشه. ولی اگر قرار باشه فقط چندتا صحنه عجیب‌وغریب پشت هم بچسبونن، خب معلومه مردم سمتش نمی‌رن و همون طنز ساده رو ترجیح می‌دن.
      خلاصه اینکه: سبک ابزورد هنوز شانس داره، به شرطی که سازنده‌اش واقعاً بدونه داره چی می‌سازه، نه اینکه فقط اداشو دربیاره.

  4. رویا می‌گوید

    یک سوال همیشه برام بوده؛ چرا کمدی‌های دهه هشتاد اینقدر می‌گرفت و تماشاگر جذب می‌کرد؟ الان اگر یک فیلم کمدی ساخته بشه، هنوز هم می‌تونه همون میزان موفقیت رو داشته باشه یا شرایط طوری تغییر کرده که دیگه هیچ چیز قابل پیش‌بینی نیست؟

    1. حمید پرویز می‌گوید

      سلام وقت بخیر. کمدی‌های دهه هشتاد به این خاطر می‌گرفتند که هم قصه‌های سرراست داشتند، هم شوخی‌ها تازه بودند و هم بازیگرهایی حضور داشتند که مردم با دیدن اسم‌شان راحت تصمیم می‌گرفتند بروند سینما. سرگرمیِ رقابتیِ زیادی هم وجود نداشت و همین باعث می‌شد اگر فیلم کمی خوب بود، خیلی‌ها سراغش بروند.
      الان شرایط عوض شده. انتخاب‌ها زیاد شده و مخاطب سخت‌گیرتر شده. اما اگر یک کمدی با فیلمنامه قوی، شخصیت‌پردازی درست و شوخی‌های قابل قبول ساخته شود، هنوز هم می‌تواند موفق باشد. فقط دیگر مثل قبل، موفقیت از قبل تضمین نیست و به کیفیت واقعی کار بستگی دارد.

  5. نرگس می‌گوید

    فکر می‌کنم اون دوره واقعاً فضای کمدی خاصی بود؛ فیلم‌هایی مثل «مهمان مامان» یا «سن پطرزبورگ» هنوز هم وقتی نگاه‌شون می‌کنی آدم رو می‌خندونن و باهاشون ارتباط می‌گیری. بعضی از این آثار هم اجتماعی‌اند هم طنز یعنی هم می‌خندونی هم فکر می‌کنی. نظرت چیه، آیا الان کمدی که هم فیلم باشه هم حرف برای گفتن باشه هم هست؟

    1. حمید پرویز می‌گوید

      بله، همون‌طور که اون زمان کمدی با قصه و شخصیت ساخته می‌شد، الان هم اگر سازنده بخواد و فضاش باشه، میشه چنین آثار با کیفیتی ساخت؛ طنز با معنا همیشه قابلیت داره دیده بشه.

ارسال یک پاسخ

نشانی رایانامه‌ی شما منتشر نخواهد شد.