از اواخر دهه هفتاد و با شکل گرفتن موجی نو در سینمای ایران، بازیگران جوان زیادی پا به این عرصه گذاشتند که از این جمع چند نفر به مرور کنار رفته و در عوض چند فرد دیگر همچون:بهرام رادان،حامد بهداد،محمدرضا فروتن و شهاب حسینی به ستاره های سینمای ایران تبدیل شدند که تماشاگران زیادی را به سالنهای سینما کشانده و جای پای خود را در این عرصه محکم کردند.از جمع یاد شده،شهاب حسینی بیشتر از بقیه اوج گرفته و با توجه به همکاری با فیلمسازی همچون:اصغر فرهادی در عرصههای بینالمللی نیز خوش درخشید. تا جایی که برای بازی درخشان خود در فیلم فروشنده به کارگردانی اصغر فرهادی از جشنواره فیلم کن نخل طلای بازیگری را از آن خود کرد.
ChatGPT said:
این زن حرف نمی زند
نخستین فیلم مهم شهاب حسینی در مقام بازیگر ساخته احمد امینی منتقد و روزنامه نگار قدیمی کشور که بازیگران جوان زیادی را به دلیل فیلمنامه پرشخصیت و جوانانهاش را در خود داشت.حسینی در نقش جوان معتادی که مرتکب قتل میشود حضوری تاثیرگذار و درخشان داشته و در پلانهای دونفره اش با کتایون ریاحی بازی پایاپایی را ارائه کرد که بسیار هم مورد توجه علاقمندان سینمای ایران قرار گرفت.
رستگاری در هشت و بیست دقیقه
این فیلم ساخته سیروس الوند از آن جهت در کارنامه کاری حسینی مهم است که در نقشی کاملا متفاوت با آثار پیشیناش ظاهر شده است.جوانی که با برداشتهای اشتباه خود از دین راه درست را نرفته و در این مسیر می خواهد دوستش طاها را نیز همراه خود سازد.گریم خوب شخصیت فواد کمک زیادی به بهتر دیده شدن نقش کرده و حسینی را برای نخستین بار نامزد سیمرغ بلورین جشنواره فیلم فجر کرد.
محیا
اکبر خواجویی که ملودرامهای پربینندهای همچون: پدرسالار و کهنه سوار را در تلویزیون ساخته بود، برای نقش اول مرد فیلم خود سراغ شهاب حسینی رفت. نقشی متفاوت و چالشبرانگیز که برای حسینی جوان سکوی پرتاب مناسبی برای رسیدن به سیمرغ و نقشهای متفاوت بعدی شد.وی در نقش یک دانشجوی پزشکی که به دختری از طبقه پایین جامعه علاقمند شده، متقاعد کننده بوده و تماشاگر اجرای شرط عجیب خانواده دختر(شستن چند جسد)را با بازی خوب وی میپذیرد.حسینی برای ایفای این نقش دیپلم افتخار جشنواره فجر را دریافت کرد.
سوپراستار
ساخت فیلمی درباره پشت صحنه سینمای ایران که به نوعی حدیث نفس خود فیلمساز هم به حساب میآید، تهمینه میلانی را به سمت ساخت سوپراستار برد. فیلمی درباره بازیگری مشهوری که جنبه شهرت را نداشته و به همین دلیل هم در منجلاب فساد فرو رفته و سرانجام با ورود دختری نوجوان که دختر خودش است به رستگاری میرسد. فیلمی نه چندان قوی که به دلیل قصه ملتهباش مورد توجه مخاطبان قرار گرفته و بسیار متکی به بازیگر نقش اول خود شهاب حسینی است. او در ایفای نقش یاد شده کاملا موفق بوده و چند لحظه ماندگار نیز خلق کرده که مورد توجه داوران قرار گرفته و سیمرغ بلورین نقش اول را نصیباش ساخت.
درباره الی
یکی دیگر از شاه نقشهای حسینی به کارگردانی اصغر فرهادی که بسیار مورد توجه قرار گرفت. بازی مینیمالیستی و هوشمندانه حسینی در نقش احمد به قدری خوب است که در دقایق دیگر بازی سایرین را تاثیر قرار میدهد.سکانس گفتگوی او با الی در اتومبیل که آمیزهای از شیطنت و معصومیت و سردرگمی است، فوق العاده و در سطح استانداردهای جهانی از کار در آمده است.حسینی با استفاده از یک تکیه کلام ساده(ای وای،ای وای) در مواقع بحرانی،تاثیر فراوانی روی تماشاگران فیلم گذاشته تا جایی که بهتر از دهها دیالوگ عمل میکند.
جدایی نادر از سیمین
اصغر فرهادی برای فیلم اسکاری خود بار دیگر سراغ شهاب حسینی رفته و این بار یک نقش مکمل فوق العاده را به او پیشنهاد داد. در نقش کارگر جوانی به نام حجت که حسینی به خوبی نقش را آنالیز کرده و مرز باریکی میان آرامش و سکون و عصبیت طوفانی حجت کشیده که در یکی از مشهورترین سکانسهای فیلم(سکانس دادگاه) به شاهبیت بازیاش تبدیل میشود. حجت به نوعی مظلومترین شخصیت فیلم به حساب میآیدکه توجه دلسوزانه تماشاگر را معطوف خود کرده و حسینی نقشی کلیدی در این امر دارد.
حوض نقاشی
جان بخشیدن به شخصیتهایی با معلولیتهای ذهنی، آرزوی بازیگران بسیار در سراسر جهان است که بازیگران ایرانی را هم شامل میشود. شهاب حسینی نیز فرصت بازی در نقشی با این مختصات را در حوض نقاشی ساخته مازیار میری از دست نداده و در نقش رضا که درگیر نوعی معلولیت ذهنی است به ایفای نقش پرداخته است. آن هم به شکلی که به باور مخاطب خود نشسته و با رضا همراه و همدل شود. سکانس حضور او در مدرسه پسرش در حالی که با او از پشت دیوار کلاس نجوا میکند، فوقالعاده از کاردرآمده و گوشهای از ذهن تماشاگران حوض نقاشی میماند.
فروشنده
دیگر فیلم اسکاری اصغر فرهادی که شاه نقش دیگری به کارنامه بازیگری شهاب حسینی اضافه کرده و او را به شمایلی از یک بازیگر بین المللی تبدیل کرد. فیلم داستان تلخ زوج جوانی است که در منزل جدید به اجبار ساکن شده و در آنجا اتفاقی شوم برای زن رخ میدهد.حسینی برای ایفای نقش عماد که به دنبال مرد متجاوز است، بازی درونگرایانه و کنترل شدهای ارائه کرده که کاملا با شخصیت خلق شده توسط فرهادی جفت و جور شده است. دو سکانس از فیلم فروشنده و بازی درخشان حسینی از خاطر تماشاگران این فیلم نمیرود: نخست جایی که در مدرسه به بچهها درس میدهد و دیالوگی درخشان را رو به آنها ادا میکند و دیگری جایی در سکانس پایانی که به پیرمرد مفلوک متجاوز سیلی میزند و خود از این بابت تکان میخورد.
بخشی مقاله تحلیلی وبسایت filmcomment در مورد فروشنده که نگاه بسیار جالبی به روایت این فیلم دارد:
Asghar Farhadi’s movies lure viewers into competing sympathies with intractably opposed positions. Whenever our biases tilt toward one character, new twists force us to recalibrate them. The Salesman reprises this knack for moral quandary, using a meta-theatrical premise to interrogate what it means to identify with someone, or to project roles upon them.
فیلمهای اصغر فرهادی تماشاگران را به همدلی با شخصیتهایی با مواضع بهشدت متضاد سوق میدهند. هر زمان که گرایشهای ما به سمت یکی از شخصیتها متمایل میشود، پیچشهای جدید ما را مجبور میکنند که دیدگاه خود را بازنگری کنیم. فیلم فروشنده این مهارت فرهادی در خلق معماهای اخلاقی را تکرار میکند و با استفاده از پیشفرضی متاتئاتری به این سؤال میپردازد که همذاتپنداری با کسی چه معنایی دارد یا اینکه چگونه نقشهایی را به دیگران نسبت میدهیم.
برادرم خسرو
دوقطبیها شخصیتهای فوق العاده جذابی برای به تصویر کشیدن روی پرده نقرهای سینما به حساب میآیند. کاری که احسان بیگلری پس از سالها دستیاری و در نخستین ساخته سینمایی خود انجام داده و برادرم خسرو را ساخته است. یک سایکودرام جذاب که در راس آن بازیگری به نام شهاب حسینی قرار دارد. آن هم در نقش خسرو که اختلال دوقطبی داشته و به واسطه سفر خواهرش به فرانسه، ناچار به زندگی کوتاه مدت با خانواده برادر دندانپزشک خود است. حسینی فرازوفرودهای ناشی از این اختلال را به خوبی شناخته و برای به تصویر کشیدن آن از تکنیکهای بازیگری بهره گرفته است.